برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی
برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی
برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی
برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی
برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی
برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی
خدا کند ناامید نشویم ولی به خدا این روزها سخت است.
برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی
امروز یکی از دوستان یزدیم باهام تماس گرفت، این دوستم خیلی با نمک طور حرف میزنه و لهجه ی غلیظ یزدی داره. یه چیزی ازش پرسیدم در جوابم گفت: باکیشَم نی...حالا بهتون بگم معنی این کلمه چیه؟!باکیشَم نی چیست؟عکس العمل یک یزدی هنگام دیدن یک:۱ : ماشین خیلی مدل بالا۲ : خونه ی خیلی خفن۳ : دختر خیلی فشن۴ : غذای خیلی خوش مزه(خیلی خَش)پ.ن :آموزش گام به گام اصطلاحات یزدی با ساغراین کلمه دایره لغات زیادی را در برمیگیره خودت با توجه به موقعیت زمانی، مکانی و بسته به سوالی که میپرسی تشخیص میدی معنیش چیه؟ کاربردش از ۴ گزینه ی بالا بیشتر هست.سر فرصت میام توضیح میدمالبته من خودم بعضی کلمات یزدی متوجه نمیشما چون من و خانواده م بعضیهاشون رو اصلا کار نمیبریم. مثلا این کلمه ما کار نمیبریم ولی معنیشو متوجه میشم یعنی چی؟دوستان یزدی شما اصطلاحات یزدی را زیر این پست کامنت کنبد.ممنونم.
برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی
تاکسی خالی، زیاد بوق میزنه!
برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی
دلخوشی؛ یعنی اینکه بین کارهای روزمره و مشغله و خستگیات یه چای خوش رنگ و تازه دم ریخته باشی توی لیوان و گذاشته باشی روی میز تا یکم دماش معتدل بشه و بخوری... فراموش میکنی... میایی میشینی استراحت کنی ... نگاهت میفته به لیوان چایی روی میز که وقت خوردنش هست...با خودم میگم: کی من اینو ریختم فراموشم شده که بخورم...خیلی چسبید وقت خوردنش بود...خستگیم در رفت...ممنون رفیق که به موقع بودی...خلاصه که مثل چایی باشید.
برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی
از بین عزیزان خواننده؛ کسی هست که وکیل باشه یا آشنا به مسائل حقوقی ؟ لطفا بهم پیام بدین ممنونم.
برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی
بی نهایت دوستت دارم ولی در جمعه ها حس دلتنگی کمی از بی نهایت سرتراست " رضا علیزاده "
برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی
ولی خودمونیما...این چیزایی که من از خدا میخوام مثل این میمونه که به مامانم بگم داری میای یه پاکت سیگارم برای من بگیر...پ. ن ۱: خدا جونم میدونم حواست به بندگانت هست؛ اگه آرزوهام به صلاحمه برآورده کن ممنونم.پ. ن ۲: من تصمیم گرفتم آرزوهامو یه جا یادداشت کنم که وقتی به اونها رسیدم فراموش نکنم که؛ یه زمانی خواسته من از خدا بوده حتی اگه به اونها دیر رسیدم و فراموش نکنم که خدا را بابت نعمتهایش تشکر کنم.چون واقعا یه وقتهایی به اون آرزو و خواسته مون میرسیم که بدلیل گذشت زمان فراموش میکنیم در اون مقطع زمانی که دعا کردیم خواسته ما از خدا اون بوده.
برچسب:
نویسنده: بهار کاشانی